بررسی پایان نامه های دانشگاهی

دسترسی متن کامل پایان نامه های ایران داک (گنج)رشته حسابداری مدیریت دولتی بازرگانی مالی منابع انسانی زنجیره تامین حقوق جزا جرم شناسی بین الملل خصوصی

برای  دانلود متن کامل پایان نامه های این وبلاگ اینجا کلیک کنید

بررسی پایان نامه های دانشگاهی

دسترسی متن کامل پایان نامه های ایران داک (گنج)رشته حسابداری مدیریت دولتی بازرگانی مالی منابع انسانی زنجیره تامین حقوق جزا جرم شناسی بین الملل خصوصی

برای  دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

gl/l (1093)

يكشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۲۱ ب.ظ

gl/l (1093)

کارآفرینی: مفاهیم، نظریات و ضرورت وجودی.

حسنعلی آقاجانی

عضو هیئت علمی و استادیار دانشگاه مازندران

آموزش کارآفرینی

ضرورت، اهمیت و جایگاه آموزش کارآفرینی
تغییر و تحولات دنیای امروز، کارآفرینان را در خط مقدم عامل توسعه فن‌آوری و اقتصادی قرار داده است. تجربه موفقیت‌آمیز اغلب کشورهای پیشرفته و نیز برخی کشورهای در حال توسعه در مدیریت بر بحرانهای اقتصادی، به یمن توجه و التفات به توسعه کارآفرینی و کارهای نوآورانه بوده است و به همین علت برای کارآفرینی و کارآفرینان اهمیت خاصی قائل می‌گردند.
با عنایت به پدیده جهانی شدن اقتصاد، برخی عقیده دارند که بازارهای آینده از آن شرکتهایی است که به ریسک‌پذیری کارآفرینانه بهاء می‌دهند، و برای گسترش سرمایه‌های فکری خود در حد کلان سرمایه‌گذاری می‌کنند، در بالندگی فردی پرتلاش‌اند و در خط مشی‌گذاری، شرایط محیطی را مد نظر قرار می دهند (احمد پور، 1381). بر همین اساس، توسعه کارآفرینی از جنبه‌های گوناگون مدنظر قرار گرفته است که آموزش یکی از جنبه‌های مهم آن و در راستای گسترش آن است. با توجه به مطالعات مختلفی که صورت گرفته، تأیید شده است که ویژگیهای کارآفرینانه اغلب اکتسابی است و نه ارثی. از این رو، در حال حاضر آموزش کارآفرینی به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت دانشگاهها تبدیل شده است.

با ورود جامعه‌شناسان و روانشناسان به عرصه مطالعات و تحقیقات پیرامون کارآفرینی و کارآفرینان و نتایجی که از این تحقیقات حاصل شده، ضرورت توجه به کارآفرینی و توسعه آن (بویژه آموزش کارآفرینی) بیش‌ازپیش آشکار شد و همین امر موجب افزایش تلاشها برای توسعه کارآفرینی و آموزش آن در دو دهه گذشته شده است. از جمله کسانی که در زمینه بررسی ویژگیهای کارآفرینان مطالعه و تحقیقاتی انجام داده‌اند می توان به مک‌کله‌لند، کارلند، استوارت میل، بروکهاوس، برچ، تیمونز،کالینز و مایر اشاره کرد. نتایج این تحقیقات بر اکتسابی بودن اغلب ویژگیهای کارآفرینی تأکید دارد. لذا باید در فراهم‌آوردن محیط مناسب و آموزشهایی که ویژگیها، تجربیات و مهارتهای لازم را در افراد تقویت می‌نماید سعی نمود.

با توجه به ضرورتهای آموزش کارآفرینی ، اولین دوره های آموزشی در این زمینه از اواخر سال 1960 در آمریکا شروع شد و در حال حاضر دانشکده ها و دانشگاه های بسیاری از کشورهای دنیا دوره های آموزش کارآفرینی را در برنامه های آموزشی خود گنجانده اند.

سابقه آموزش کارآفرینی
یکی از مهمترین فعالیتها و رشته‌های آموزشی بسیاری از دانشگاهها در دنیای امروز،آموزش کارآفرینی می‌باشد. طی دهه 1980، دانشگاهها بر حسب ویژگی گروه‌های تحت آموزش و نیازهای محلی، منطقه‌ای و ملی، برنامه‌های آموزشی متعددی را برای سازمانهای خصوصی و عمومی طراحی نموده‌اند. دولتهای اروپایی حمایتهای ویژه‌ای را از فعالیتهای مشوق کارآفرینی در میان جوانان بعمل می‌آورند. در آمریکا نیز آموزش کارآفرینی در درون دوره‌های دانشگاهی و توسط مؤسسات خاصی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. کانادا و برخی کشورهای آسیایی همچون فیلیپین، هند و مالزی نیز گامهای اساسی جهت حمایت ازفعالیتهای کارآفرینانه برداشته اند. این حمایتها شامل راهنماییهای عملی، مشاوره، ارائه تسهیلات مالی و برگزاری دوره های آموزشی ویژه در خصوص کارآفرینانه در داخل یا خارج از دانشگاهها می‌باشد (Gibb, 1990).
در دنیای امروز، دوره‌های آموزشی کارآفرینی نه تنها جای خود را در بستر دروس دانشگاهی و در رشته‌های مختلف باز نموده، بلکه در دوره‌های مختلف تحصیلی (از ابتدایی تا دبیرستان) نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند. تنوع این دوره‌ها، شرکتهای موجود را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد و دوره‌های متعددی نیز جهت رشد، بقاء و کارآفرین نمودن سازمانهای بزرگ طراحی شده است.

مطالعات مرتبط با آموزش کارآفرینی
شروع انجام مطالعات مرتبط با آموزش کارآفرینی به روشی که مناسب رشته جدید تحقیقاتی کارآفرینی باشد، از سالهای 1980 بوده است. در این رشته نیز همانند دیگر رشته‌های دانشگاهی، عقاید و تفکراتی ارائه شد، موارد مطالعاتی زیادی مورد بررسی قرار گرفت و برنامه‌ها و ابتکارات آموزشی، پیش از بوجودآمدن یک چهارچوب نظری و عملی در خصوص کارآفرینی، مطرح شدند.آموزش کارآفرینی را نمی‌توان جدا از خود کارآفرینی دانست. با این حال مدت زیادی از مطرح شدن مدلها، پارادیم‌ها و نظریه‌های کارآفرینی نمی‌گذرد و لذا نباید انتظار موارد مطالعاتی زیادی را در این زمینه داشت. طی این مدت، بیشتر در زمینه تأثیر کارآفرینی در تشکیل شرکتهای نوپا و جدید، ارزش افزوده ناشی از ارائه برنامه آموزشی در دانشگاهها، مزایای استفاده از این روشها در ساختار فعلی و همچنین در واحد‌های آموزش کارآفرینی،‌ مطالعات و تحقیقاتی ‌صورت ‌گرفته ‌است.
انجام تحقیقات بمنظور بهبود دوره‌های آموزشی و همچنین برای ارتقاء سطح علمی اساتید یک رشته دانشگاهی مفید و مناسب بوده و موجب می‌شود که محققین بازتاب فعالیتهای کلاسی خود را با توجه به معیارهای مورد ارزیابی، مشاهده کنند و از آنها برای طراحی مجدد دیگر دوره‌های آموزشی استفاده کرده یا با تغییر در شیوه آموزشی خود، دوره جدیدی را برای دانشجویانی که اهداف یادگیری مشابهی دارند ارائه نمایند. مناسب بودن محتوای دوره‌های آموزشی، انتخاب شایسته، مفیدبودن مفاهیم درسی و نیز کارآمدبودن فنون مختلف جهت بهبود عملکرد آموزشی و کیفیت یادگیری دانشجویان در مراحل مختلف آموزشی(Leepson,1988)، کانون اصلی توجه در زمینه آموزش کارآفرینی، طی مراحل اولیه پیشرفت آن، بمانند دیگر رشته‌های دانشگاهی بوده است. با این حال مطالعات انجام شده مرتبط با موضوع کارآفرینی در بیشتر موارد تجربی بوده و کمتر جنبه نظری داشته است. مطالعات نظری اگر با نظریات مربوط به چگونگی آموزش از طریق روشهای مختلف یادگیری، یا با نظر افراد درباره چگونگی یادگیری یک موضوع خاص مرتبط شوند اغلب به نتایج مفید و جامعی منجر می‌گردند که به ارتقاء سطح آگاهی افراد در این زمینه کمک شایان توجهی می‌کنند. دقت و توجه در انتخاب افراد تحت آموزش، روشهای تدریس و محتوای آموزشی دوره‌های کارآفرینی بطور همزمان می‌توانند موجب ایجاد خلاقیت در آموزش ‌شوند. و اگر افراد تحت آموزش، با اهداف، محتوا و روشهای تدریس، هر چه بیشتر هماهنگ باشند بهتر می‌توانند از نتایج دوره‌ها بهره‌مند گردند.

در مجموع می‌توان گفت که از سالهای اولیه دهه 1990 ، تحقیق در خصوص آموزش کارآفرینی همچون یک رشته جدید مورد توجه قرار گرفت و مواردی نظیر توسعه روشهای تحقیقی برای سنجش اثربخشی آموزش کارآفرینی، محتوا و روشهای آموزش کارآفرینی، قابلیت افرادی که در زمینه کارآفرینی آموزش می‌بینند، قبول آموزش کارآفرینی در مدارس و نه فعالیتهای اقتصادی، وجود و توسعه یک چارچوب علمی مشترک در زمینه کارآفرینی، اثربخشی شیوه‌های سنجش نیازهای آموزشی کارآفرینان تعلیم یافته در طول چرخه عمر شرکت را شامل می‌شده است (احمدپور، 1381، ص194). پر واضح است که برای اجرای دوره‌های مناسب آموزش کارآفرینی، اهداف خاص آموزشی و شیوه‌های یادگیری، کیفیت محتوای درسی برای هر فرد تحت آموزش و نوع روشهای مطالعاتی که اهداف آموزش کارآفرینی را بطور اثر بخشی برآورده ‌نماید، به تحقیقات وسیعی نیاز است. این تحقیقات باید معیارهای مربوط به علائق دانشجویان و واکنش سریع آنها و شاخصهای رفتاری بعدی را، در طول 10 سال یا بیشتر بررسی کنند. برای کسب اعتبار بیشتر، بایستی معیارهای ارزیابی و دیگر استانداردهای مناسب، به زبانی مشترک، در منابع اطلاعاتی گردآوری شود. که در این میان مراکز کارآفرینی می‌توانند ساز وکارهای سودمندی را برای حمایت از تحقیقات مورد نیاز در ابعاد مختلف بوجود آورند، ضمن اینکه این اطلاعات می‌تواند مبنای خوبی برای تحقیقات دیگران باشد.

اهداف آموزش کارآفرینی
برنامه‌های آموزش کارآفرینی معمولاً اهداف مختلف و متفاوتی را دنبال می‌کنند. از اهداف خاص و قابل سنجش دوره‌های آموزش کارآفرینی می‌توان به میزان یادگیری دانشجویان با توجه به آزمونهای عملکرد، و از اهداف عام آنها می‌توان به کسب مهارتها در استفاده از فنون مختلف مرتبط با کارآفرینی و تحلیلهایی که باعث بهبود قضاوت در مورد ارزیابی افراد بعنوان کارآفرین می‌شود اشاره کرد .(احمدپور، 1381، ص196) رشته‌های علمی و مهارتی مختلف، هر کدام به مجموعه خاصی از تخصصهای آموزشی نیاز دارند. اما جنبه‌هایی از آموزش نیز وجود دارند که می‌توان آنها را با توجه به مضمون و ماهیت انگیزشی‌آنها به مشاغل زیادی تعمیم داد. اینگونه یادگیری (شامل کسب دانش و درک مفاهیم مدیریت اقتصادی) می‌تواند مواردی نظیر زیر را شامل شود:

چگونگی یافتن فرصتها

چگونگی کسب منابع

کسب مهارت در استفاده از فنون تحلیلی و مدیریتی در مسائلی نظیر توانایی تحلیل یک موقعیت اقتصادی و طراحی یک طرح عملیاتی

تعیین و تقویت ظرفیت

استعداد و مهارتهای کارآفرینی
با توجه به اینکه بررسیهای محققین نشان از اکتسابی بسیاری از ویژگیهای کارآفرینان دارد لذا دوره‌های آموزشی مخصوصی برای کارآفرینی طراحی شده است. هدف این دوره‌ها در مجموع تربیت افرادی با اعتماد به نفس بالا، فرصت‌شناس و بطور کلی افرادی که تمایل قوی و بیشتری برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای مستقل دارند می‌باشد. در حقیقت هدف اصلی از توسعه کارآفرینی همانا تربیت نمودن افرادی دارای اعتماد به نفس و آگاه به فرصتها، و بطور کلی افرادی است که انگیزه‌ای قوی برای راه‌اندازی کسب وکارهای جدید داشته باشند (Cotton, 1990, p. 147). در واقع هدف از اجرای دوره‌های آموزشی مختلف این است که فراگیران طی دوران تحصیل خود افرادی مؤسس تربیت شوند. این افراد شامل پیشروان در فعالیتها، ماجراجویان، جسوران، مبتکران، فرصت‌طلبان، جاه طلبان و ترقی‌خواهان می‌باشند(Gibb, 1987). بعبارت دیگر این قبیل دوره‌ها به دنبال بهبود انگیزش و گرایشهای افراد نسبت به استقلال، فرصت‌جویی، ابتکار، تمایل به مخاطره‌پذیری، تعهد به کار، تمایل به حل مشکلات و لذت بردن از عدم قطعیت و ابهام می‌باشند.
اهداف دوره‌های آموزش کارآفرینی را می‌توان بگونه‌ای دیگر نیز در شش مورد بشرح زیر دسته‌بندی نمود:

کسب دانش مربوط به کارآفرینی

کسب مهارت در تحلیل فرصتهای اقتصادی و ترکیب برنامه‌های عملیاتی

تعیین وتقویت ظرفیت

استعداد و مهارت کارآفرینی

القای مخاطره‌‌پذیری (ریسک‌پذیری) در استفاده از فنون تحلیلی

توسعه هم‌فکری و حمایت متقابل در جنبه‌های انحصاری کارآفرینی

تقویت نگرش در جهت پذیرش تغییر
در جمع‌بندی نهایی می‌توان گفت که بطورکلی هدفهای مورد نظر در آموزش کارآفرینی عبارتند از:
♦- تحریک انگیزه‌ها: یکی از اهداف آموزش و ترویج کارآفرینی تحریک انگیزه‌ها در افرادی است که دارای ویژگیهای کارآفرینانه می‌باشند. شناخت این افراد از تواناییهای خود و آگاهی‌دادن در این زمینه و برانگیختن آنها از اصلی‌ترین وظایف آموزش کارآفرینی است. تحریک انگیزه‌هایی از قبیل: میل به کسب ثروت، توفیق‌طلبی، استقلال‌طلبی، تمایل به ساختن چیزی نو، قبول نداشتن شیوه‌های موجود، قرار نگرفتن فرد در پایگاه اجتماعی که لیاقتش را ندارد و نظایرآن، موجب می‌شود که فرد در مسیر کارآفرین شدن قرار گیرد.

♦- پرورش ویژگیها: چنانکه ذکر شد ویژگیهایی که موجب می‌گردد تا فرد کارآفرین شود ارثی نیست بلکه اکتسابی است. بنابر این پرورش این ویژگیها در افراد مختلف لازم است. برخی افراد در محیطهایی پرورش می‌یابند که زمینه برای تحریک انگیزه‌ها و پروش ویژگیهای آنها فراهم است لذا در صورتی که این افراد کسب‌وکاری را شروع نمایند اغلب با موفقیت همراه خواهد بود. اما بیشتر مردم در چنین محیطهایی قرار ندارند لذا ایجاد انگیزش و پرورش ویژگیها از طریق برنامه‌های آموزشی برای آنان لازم است. این ویژگیها شامل مواردی همچون آموزش تفکر خلاق، بالا بردن ریسک‌پذیری، بالا بردن قدرت تحمل ابهام، دادن اعتماد به نفس، فرصت شناسی، و دادن اطلاعات آموزشی نسبت به خصوصیات شخص از طریق مرکز کنترل می‌باشد.

♦- آموزش مهارتها: این آموزشها به سه دوره تقسیم می‌گردند: قبل از تاسیس شرکت، زمان تاسیس شرکت، و بعد از تاسیس شرکت (اداره شرکت).

در دوره قبل از تاسیس، فرد کارآفرین، چگونگی راه‌اندازی یک کسب‌وکار و مراحل آن، چگونگی انجام کارهای گروهی و مهارتهای ارتباطی و نظایر آن را می‌آموزد. در زمان تاسیس، باید در زمینه مسایل مالی، شناخت بازار، اصول مدیریت، بیمه، اقتصاد، کانون کار، امور حقوقی و نظایر آن آگاهی و تبحر لازم را کسب نماید. توانایی مدیریت توسعه و رشد شرکت، یافتن شیوه‌های جدید، رقابت و حفظ موقعیت در بازار، و یافتن بازارهای جدید نیز از جمله مهارتهای مورد نیاز کارآفرین بعد از تاسیس شرکت هستند.

کلیه هدفها و مراحل فوق بمنظور ایجاد انگیزش در بین افراد و پرورش کارآفرینان جدید، آگاهی دادن، هدایت و تشویق کارآفرینان به ‌سوی کسب مهارتهای لازم و ارائه آموزشهای لازم برای کسب مهارتهای مورد نیاز به کارآفرینان صورت می‌گیرد و طی آنها برای موفقیت کارآفرینانی که قبلا هیچگونه سابقه و زمینه محیطی لازم برای آنان فراهم نبوده، ضروری است.

7- ویژگیهای عمومی کارآفرینان

وبر در کتاب خود تحت عنوان اخلاق پروتستانی وروحیه سرمایه داری تأکید می‌کندکه بین اخلاق پروتستانی و طرز زندگی پروتستانها با پیشرفت اقتصادی سرمایه‌داری رابطه مستقیم وجود دارد. بعبارت دیگر وی معتقد بود که یکی از علل مهم و محرک پیشرفت اقتصادی نظام سرمایه‌داری همین اخلاق پروتستانی و طرز تفکر پروتستانها بوده است. او عقیده داشت که در اخلاق پروتستانی و نیز هر فرد پروتستانی، یک صفت و اخلاق کاری وجود دارد که بر اساس آن فرد وجدان کاری خود را در تمام مراحل به ثبوت می‌رساند. این خصیصه اخلاقی موجب می‌شود که فرد با احساس مسئولیت بوده و در نهایت دقت و کارایی وظایف کاری و شغلی خود را انجام دهد. با این همه وی اولین محققی بود که بیان نمود ارزشهای عقیدتی و درونی فرد مستقیماً به رفتار کارآفرینانه منتهی می‌شود (احمدپور، 1381، ص77).

در قرن بیستم، بعضی از روانشناسان و از جمله مک‌کله‌لند استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد اقدام به طرح نظریه روانشناسی توسعه اقتصادی نمودند. مک‌کله‌لند معتقد بود که عامل عمده عقب‌ماندگی اقتصادی کشورهای در حال توسعه مربوط به عدم درک خلاقیت فردی است. و عقیده داشت که در انسان سه نیاز وجود دارد که عبارتند از: نیاز به توفیق یا توفیق طلبی، نیاز به قدرت، و نیاز عاطفی یا احساس تعلق. وی پس از انجام مطالعات و تحقیقات مختلف نتیجه می‌گیرد که با اینکه روحیه انسان برای توفیق در دوران کودکی شکل می‌گیرد ولی در عین حال می‌توان با یک برنامه صحیح آموزشی روحیه خلاق و رسالت کاری را در افراد بوجود آورد. از این نتایج این نکته استنباط می‌شود که علیرغم نظریه وبر، با یک برنامه صحیح تعلیم وتربیت می‌توان همان رسالت کاری را که ناشی از آیین پروتستانی است در جوامع غیرپروتستانی نیز به وجود آورد. بنابر این بر اساس نظریه مک‌کله‌لند، جوامع غیر پروتستانی نیز می‌توانند با ایجاد روحیه کاری لازم، شرایط را برای صنعتی شدن مهیا سازند.

علاوه بر مک‌کله‌لند، دانشمندان دیگری نیز به بررسی نقش کارآفرینان و رؤسای تجاری پرداخته و اختلافات اساسی آنها را از نقطه نظرات و دورنمای فلسفی مورد بحث قرار داده‌اند. بنظر آنها، برای کارآفرینان آینده نگر که دارای افکار نوآورانه هستند عوامل وضعیتی، بر تصمیم‌گیریهایشان در شروع فعالیتهای مخاطره‌آمیز تأثیر می‌گذارد.

نکته قابل ذکر اینکه، از نگرش پیشگامان این رویکرد پیداست که دورنمای اصلی در این رویکرد بر اساس تفاوت قائل شدن بین کارآفرین و غیرکارآفرین بوده است با فرض اینکه کارآفرینان دارای ویژگیهایی هستند که زیر بنای رفتار و موفقیت آنان را شکل می‌دهد. آنچه که این قبیل محققین به دنبال آن بودند در واقع فردی نمودن و یا نسبت دادن تمامی فعالیتهای حوزه کارآفرینی به شخص می‌باشد. بعبارت دیگر، هدف از اینگونه تحقیقات شناسایی افرادی بود که قادر به تأسیس یا رشد شرکتهای جدید و موفق بوده‌اند. در این تحقیقات تک بعدی سعی شده بود تا ویژگیهای مشترک بین کارآفرینان شناسایی گردد. آنها فهرستی طولانی از ویژگیهائی همچون نیاز به توفیق، تمایل به مخاطره‌پذیری، دارا بودن مرکز کنترل درونی، استقلال طلبی، تحمل ابهام، عزم و اراده، پشتکار، اتکاء به نفس و. . . را در فرضیات خود گنجانده‌اند. کلیه تحقیقات و مطالعاتی که به شناسایی ویژگیها، تفاوت قائل شدن بین کارآفرینان و غیرکارآفرینان و یافتن تفاوتهای بین مدیر و کارآفرین مربوط می‌شود در این رویکرد جای می‌گیرند. در واقع فرض محققان مذکور این بوده است که ویژگیهای کارآفرینی قابل دستیابی یا آموزش نبوده، بلکه طبیعی(ذاتی) یا نشأت گرفته از یک مبدأ و منبع خاص می‌باشند. از این رو کارآفرینان از افراد دیگر متمایزهستند.

ولف در نظریه کارآفرینی خود اینگونه مطرح نموده است که فقط افراد دارای جوهره کارآفرینی می‌توانند کارآفرین شوند و افرادی که دارای اینگونه ویژگیهای طبیعی و شخصیتی نباشند به هیچ وجه کارآفرین نخواهند بود.

کارلند و دستیارانش انواع ویژگیهایی را که از بدو امر تا سال 1984 مورد بررسی قرار گرفته بود، جمع‌آوری نمودند که در ذیل به تعدادی از مهمترین آنها اشاره می شود:

♦- آینده‌نگر بودن و داشتن چشم‌انداز: چشم انداز شخص کارآفرین کاملأ شفاف و خالی از هرگونه ابهام بوده و لذا قابل انتقال به دیگران می‌باشد. داشتن چنین چشم اندازی به کارآفرین کمک می‌کند تا حرکتی مستمر و بدون سردرگمی و مستقیم به سمت هدف داشته باشد.

♦- مصمم بودن: عزم راسخ کارآفرین یکی دیگر از ویژگیهای بارز اوست که انرژی و تعهد لازم برای کسب موفقیت را ایجاد می‌کند. کارآفرینان مصمم از ایده‌های جدید، فرصتها و پیشنهادهای شغلی دیگر چشم پوشی کرده و در مقابل به کاری که برای خود برگزیده‌اند، پایبند می‌مانند. این قاطعیت، کارآفرینان را در طی فرایند راه‌اندازی، از هرگونه شک و تردید و دودلی مصون نگاه می‌دارد تا حدی که مخالفت نزدیکان و آشنایان نیز نمی‌تواند در اراده آنان خللی وارد نموده بلکه دودلی دیگران نیز تحت تاثیر این قطعیت برطرف می‌شود.

♦- تمرکز: برای اینکه کارآفرین از انجام موفقیت‌آمیز طرح و برنامه‌ها و جزئیات کار مطمئن باشد، مانند یک فوتبالیست خوب که لحظه‌ای چشم از توپ برنمی‌دارد، در تمام لحظات با تمرکز بر چشم انداز، همه انرژی، وقت و سایر منابع را حول این هدف مصروف می‌نماید.

♦- انگیزش: نیاز خودشکوفایی یکی از مهمترین انگیزه‌های کارآفرین در محقق‌کردن چشم‌انداز خود است. نتیجه این نیاز قوی این است که در مسیر حرکت به سوی هدف، هر چیز دیگری در اولویت پایینتر قرار می‌گیرد. در روابط شخصی،‌ علائق خارج از این چشم انداز و یا پروژه‌های با سود مالی زیاد، همه از مواردی هستند که در مقایسه با هدف، اولویت پایینتری خواهند داشت. البته سود مالی بندرت انگیزه‌ کارآفرین قرار می‌گیرد چرا که پول به تنهایی نمی‌تواند انگیزه انجام تمام زحماتی باشد که در شروع یک فعالیت کارآفرینانه لازم است، هرچند که معیار خوبی برای اندازه‌گیری موفقیت فعالیت کارآفرین است.

♦- وقف و ازخودگذشتگی: کارآفرینان همه زندگی خود را وقف کار می‌نمایند. بسیار سخت‌کوش هستند و پشتکار آنان مثال زدنی است. در حقیقت آنان از کار در راستای هدف خود لذت می‌برند و کار را مانند بازی و تفریح می‌دانند. داشتن چشم انداز و ترکیب آن با خوش‌بینی و ریسک‌پذیری کارآفرینان، سخت‌کوشی و تعلق خاطر به کار را در آنان پدید می‌آورد.

♦- کنترل درونی: آرزوی آن چیزی که امروز نیست ولی فردا می‌تواند باشد اولین چیزی است که جمود کارآفرین را در هم می‌شکند. یعنی کارآفرین آرزومند است. آنچه که جهت و مسیر کارآفرین را برای رسیدن به آرزوهایش تعیین می‌کند از درون آن برمی‌خیزد. عزم او برای حرکت یا توقف و اقدام یا عدم اقدام، چیزی نیست که مولود شرایط، محیط یا اطرافیان باشد. یعنی کارآفرین کنترل درونی دارد.

♦- استقلال، خلاقیت و نوآوری: کارآفرین برای اینکه بتواند آنچه را که به آن می‌اندیشد بدرستی عینیت بخشد و عزم خود را عملی کند باید رئیس و کارفرمای خود باشد. یعنی کارآفرین نیاز به استقلال دارد. ذهن پویای او مرزهای از پیش تعیین شده و قالب رایج را در هم می‌شکند و با وجودی که همان چیزی را می‌بیند که دیگران می‌بینند اما به چیزی می‌اندیشد که دیگران نمی‌اندیشند. یعنی کارآفرین خلاق است. و وقتی که خلاقیت از ذهن به عمل منتقل می‌شود نوآوری صورت می‌گیرد. نوآوری یعنی پیمودن راه نارفته، و کسی که اولین بار راهی را می‌پیماید اولین کسی است که می‌تواند خبر مخاطرات را برای دیگران بیاورد.

♦- ریسک‌پذیری و تحمل‌ابهام: کارآفرین خطرپذیر است. او بجای آنکه منتظر ضمانت یک پایان موفق بماند به فکر و تلاش خود تکیه می‌زند، به مشکلات حمله می‌کند و به پیش می‌رود. یعنی کارآفرین منفعل نیست و برای استقبال از آینده روحیه‌ای تهاجمی دارد. لحظه تصمیم آغازین، تنها زمانی نیست که او با ریسک و مخاطره مواجه می‌شود بلکه ابهام یک پایان نامعلوم، بر هر قدم این راه سایه می‌اندازد. یعنی کارآفرین قدرت تحمل ابهام دارد. به استقبال فردا رفتن، آخر ماجرا نیست. کسی که آگاهانه و پیشاپیش خود را در میدان مواجهه با مسایل می‌اندازد باید توان سخت‌کار‌کردن در شرایط پرتنش را هم داشته باشد. یعنی کارآفرین با وجود فشار زیاد، کارایی خود را حفظ می‌کند.

مطالعه و مقایسه تطبیقی کارآفرینی در برخی کشورها

در بسیاری از کشورهای پیشرفته و نیز برخی کشورهای در حال توسعه طی چند دهه اخیر توجه خاصی به موضوع کارآفرینی وکارآفرینان شده است. علت توجه به این موضوع، نقش مهم، مثبت و سازنده کارآفرینان در توسعه اقتصادی و اجتماعی، بهره‌برداری از این انرژی و نیروی بالقوه در جهت مقابله با مسائل و چالشهایی نظیر تورم، رکود و بخصوص بیکاری بوده است. نتایج این توجه در اغلب کشورها قابل ملاحظه بوده است. مطالعه و مقایسه تطبیقی نتایج بدست آمده ناشی از اثرات توجه به موضوع کارآفرینی وکارآفرینان در دیگر کشورها می‌تواند اهمیت آنرا بیش از پیش نمایان ساخته، و راهنمای خوبی در استفاده از تجربه آنها برای کشورمان باشد.

8-1- شاخصهای مقایسه‌ای کارآفرینی در 12 کشور منتخب

از میان شاخصهای مقایسه‌ای مختلفی که می‌توان در ارتباط با کارآفرینی استخراج کرد براساس تحقیقات انجام شده در میان 47 کشور صنعتی و نیز در حال توسعه (احمدپور و دیگران،1383، ص4)، پنج شاخص مهم اقتصادی مرتبط با کارآفرینی انتخاب شده‌اند که ذیلاً مطالعات و مقایسات بین کشورها با توجه به این پنج شاخص انجام می‌شود. این شاخص‌ها عبارتند از:

1- درصد ایجاد اشتغال.

2- سرانه تولید ناخالص داخلی بازاء هر نفر شاغل.

3- توانایی سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز و ریسکی برای توسعه کسب‌وکار.

4- میزان درک مدیران کشور از کارآفرینی.

5- و هزینه کل تحقیقات در کشور.

جدول زیر نتیجه مطالعه مذکور را نشان می‌دهد.

جدول شماره یک- مقایسه 12 کشور منتخب بر اساس پنج شاخص کارآفرینی

شاخصها

کشورها درصد ایجاد
اشتغال سرانه تولید ناخالص داخلی توان سرمایه‌گذاری
مخاطره‌آمیز درک مدیران کشور ازکارآفرینی هزینه کل تحقیقات

دلار رتبه از 47 معدل‌از10 رتبه از 47 معدل‌از10 رتبه از 47 میلیارد دلار رتبه از 47

آلمان 60 53000 8 2/6 15 1/6 25 50 3

ایتالیا 47 58000 4 5/4 30 3/6 21 12 6

فنلاند 60 49000 14 7/7 4 1/7 3 4 18

هلند 63 50000 12 8 2 8/6 11 8/7 9

اتریش 66 52000 9 2/4 33 5/6 20 3 41

سوئد 61 48000 19 3/7 5 6/6 16 8 8

مجارستان 67 29000 32 7/4 27 5/6 18 1/0 38

لهستان – 21000 38 5/5 20 – – 2/0 32

مالزی 30-20 23000 37 5/4 29 5 36 1/0 41

تایوان 78 43000 23 1/7 6 5/7 2 4 15

اندونزی 30-20 5000 46 5/3 38 7/5 37 1/0 42

تایلند 30-20 11000 44 8/3 35 6/5 38 1/0 43

8-2-کارآفرینی و رشد اقتصادی کشورها

در اقتصاد با ماهیت شبکه‌ای امروز، نقش شبکه‌های اجتماعی در رشد و توسعه اقتصادی به مراتب بیش از نظام متمرکز برنامه‌ریزی دولتی خواهد بود. و نقش کارآفرینان نیز در رویکرد شبکه‌مدار به مراتب پررنگ‌تر از رویکرد اقتصاد کلاسیک است. در اقتصاد نوین، کارآفرینان در شبکه‌های اجتماعی نقش عناصر فعالی را ایفا می‌کنند و موجب ارتقاء بازده سرمایه‌های مادی و انسانی می‌شوند.

از ویژگیهای بارز اقتصاد امروز تغییرات سریع است. در چنین اقتصادی کشور‌هایی می‌توانند موفق باشند که قابلیت تطبیق با این تغییرات را داشته باشند.کشورهایی که در آنها میزان فعالیتهای کارآفرینانه بالاتر است به واسطه طبیعت کارآفرینی در تطبیق با تغییرات، قادرند در اقتصاد جهان موقعیت بهتری کسب کنند.

کارآفرینی در ایجاد اشتغال نیز نقش مهمی ایفا می‌نماید. همانگونه که در جدول شماره یک نشان داده شده است در حدودی فراتر از 60% اشتغال در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را کارآفرینان و کسب‌وکارهای کارآفرینانه ایجاد می‌کنند. بیشتر مشاغل کوچک را کسب و کارهای کوچک ایجاد می‌کنند و سهم این کسب‌وکارها نیز در بازار کار در حال افزایش است.

در زمینه تکنولوژی نیز بیش از 67 درصد از نوآوریها، و حدود 95 درصد از نوآوریهای منجر به تحولات بنیادی در عرصه صنعت را کسب ‌وکارهای کارآفرینانه پدید آورده‌اند. کارآفرینان از طریق توسعه فن‌آوری و عرضه محصولات و خدمات جدید، قدرت انتخاب مصرف‌کنندگان را افزایش داده و با افزایش بهره‌وری کار، سرگرمیهای نو، بهبود بهداشت و سلامتی، تسهیل ارتباطات و. . .، موجب افزایش کیفیت زندگی نوع بشر می‌شوند. در واقع بیشترین بخش نسل جدید صنایع را کارآفرینان ایجاد کرده‌اند که می‌توان از رایانه‌های شخصی، تلفنهای همراه، خرید از طریق اینترنت و صنعت نرم افزار را بعنوان نمونه‌هایی ازآن یاد نمود().

تحقیقات نشان داده‌اند که بین رشد اقتصادی کشورها با سطح فعالیتهای کارآفرینانه آنها همبستگی مثبت وجود دارد. بموجب مطالعه انجام شده در 21 کشور()، نتایج کلی زیر در مورد ارتباط بین کارآفرینی و رشد اقتصادی با استفاده از مدل GEM() و طرح سؤالات زیر بدست آمده است (احمدپور و دیگران، 1383، ص4). سؤالات مدل مذکور عبارت بوده‌اند از:

1- سطح فعالیتهای کارآفرینی بر میزان رشد اقتصاد ملی و رفاه جامعه چه تأثیری می‌گذارد؟

2- فعالیتهای شروع کسب ‌وکار بین کشورهای مختلف تا چه سطحی با هم تفاوت دارند؟

3- چه چیزی می‌تواند یک کشور را کارآفرین معرفی کند؟ چه عواملی می‌توانند فعالیتهای شروع یک کسب ‌وکار را محدود کند یا ارتقاء بخشد؟

نتایج کلی این مطالعه به قرار ذیل می‌باشد:

♦- سطح فعالیتهای کارآفرینانه بین کشور‌ها بسیار متفاوت می باشد.

♦- سیاستهای اتخاذ شده و تقویت ظرفیت کارآفرینی یک جامعه (از قبیل مهارتها و انگیزه‌ها)، بیشترین تأثیر را در سطح فعالیتهای کارآفرینی خواهد داشت.

♦- تأثیر مشارکت زنان در کارآفرینی، ضرورت همیشگی برای اقتصاد می باشد.

♦- برای داشتن اثرات طولانی مدت سیاستها، باید افراد زیر 25 سال و بالای 44 سال را برای شرکت در فرآیند کارآفرینی تشویق کرد.

♦- هر دولتی که متعهد به پیشرفت اقتصادی است باید حمایتهای لازم را برای کلیه جنبه‌های سیستم اقتصادی که افزایش دهنده سطوح فعالیتهای کارآفرینی می باشند را فراهم نماید. مواردی نظیر حداقل کردن مالیاتها، دسترسی به نیروی کار، کاهش هزینه های نیروی انسانی غیر حقوق بگیر، کاهش مقررات، و آسان سازی ایجاد کسب وکار، نمونه‌هایی از این حمایتها می‌باشند.

♦- سیاستها باید تعیین‌کننده توسعه سرمایه گذاریهای مخاطره‌آمیز و افزایش انگیزه‌های افراد و بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری بهینه در مراحل ابتدایی هر کسب‌وکار باشند.

9- جمع بندی

9-1- نتیجه گیری

هدف از نگارش مقاله حاضر، ارائه شناختی مقدماتی از کارآفرینی(مفاهیم، نظریات و ضرورت وجودی آن) و برخی موضوعات مهم مرتبط با آن، مستند به مرور ادبیات موضوعی مربوط بوده است. در این راستا، همانگونه که در متن مقاله هم آمده است بیان مختصر اما کاملأ مستندی از تعاریف، ضرورت و اهمیت، سیر تاریخی، دیدگاهها و رویکردها، آموزش، ویژگیهای عمومی کارآفرینان و نتایج مقایسه‌ای برخی مطالعات و تحقیقات مرتبط با کارآفرینی در تعدادی از کشورها ارائه شده است که چکیده نتایج حاصل از مواد مقاله بدین شرح ارائه می‌گردد:

همانند سایر بحثها در علوم انسانی، از کارآفرینی نیز تعاریف مختلف و متعددی شده است. این تشتت آراء، از سویی بیانگر گستردگی و اهمیت موضوع بوده، و از سویی دیگر نشاندهنده پویایی آن است که می‌تواند زمینه ارائه الگوها، مدلها، فرضها و تئوریهای متفاوتی را فراهم آورد. در متن مقاله، یکی از بهترین تعاریف ارائه شده در مورد کارآفرینی اینگونه بیان شده است: "فرآیند نوآوری، کشف و بهره‌گیری از فرصتهای موجود در جامعه با تلاش و پشتکار بسیار همراه با پذیرش ریسکهای مالی، روانی و اجتماعی، با انگیزه کسب سود مالی و ارضاء نیازهای توفیق طلبی، رضایت شخصی و استقلال و غیره."

کارآفرینی را موتور محرک اصلی در رشد و توسعه اقتصادی کشورها دانسته‌اند. کارآفرینان از نظر رهبری، مدیریت، نوآوری، کارایی،‌ ایجاد شغل، رقابت، بهره‌وری و تشکیل شرکتهای جدید، نقش مهمی را در جامعه ایفاء می‌کنند و بنابر اعتقادی، در جوامع لازم است که انقلاب کارآفرینی رخ دهد چرا که این انقلاب در قرن حاضر، اهمیتی به مراتب بیشتر از اهمیت انقلاب صنعتی دارد.

از نظر سیر تاریخی، موضوع کارآفرینی در طول زمان، همراه با تحول شیوه‌های تولید و ارزشهای اجتماعی، دچار دگرگونی فراوان و افزایش مفاهیم در برگیرنده آن شده است که در مقاله حاضر آنها را به پنج دوره مجزا تقسیم و در مورد هر یک توضیحات لازم داده شده است.

در مورد کارآفرینی و مباحث مرتبط با آن تاکنون دیدگاهها و رویکردهای مختلف و متفاوتی ارائه شده است که در مقاله حاضر در قالب سه گروه شامل اقتصاددانان، رفتاریون و دانشمندان مدیریتی، مورد بحث، بررسی و نقد قرار گرفته‌اند. در مجموع اینکه، بجرأت می‌توان ادعا کرد که بیشترین کار در مورد موضوع را علماء و دانشمندان مدیریت انجام داده‌اند.

با توجه به مطالعات مختلفی که صورت گرفته، تأیید شده است که ویژگیهای کارآفرینانه اغلب اکتسابی است و نه ارثی. از این رو، در حال حاضر آموزش کارآفرینی به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت دانشگاهها تبدیل شده است. در حقیقت هدف اصلی از آموزش کارآفرینی همانا تربیت نمودن افرادی دارای اعتماد به نفس و آگاه به فرصتها، و بطور کلی افرادی است که انگیزه‌ای قوی برای استفاده از فرصتها و راه‌اندازی کسب وکارهای جدید را داشته باشند.

کارآفرینان دارای ویژگیهایی هستند که زیربنای رفتار و موفقیت آنان را تشکیل می‌دهد. آنها افرادی هستند که قادر به تأسیس شرکتهای جدید و یا رشد و موفقیت شرکتهای موجود می‌باشند. برخی از ویژگیهای مشترک بین کارآفرینان عبارتند از: نیاز به توفیق‌طلبی، تمایل به مخاطره‌پذیری(ریسک‌پذیری)، دارا بودن مرکز کنترل درونی، استقلال‌طلبی، تحمل ابهام، عزم و اراده، پشتکار، اتکاء به نفس و. . ..

براساس تحقیقات انجام شده در میان 47 کشور صنعتی و نیز در حال توسعه با توجه به پنج شاخص مهم اقتصادی مرتبط با کارآفرینی شامل: درصد ایجاد اشتغال، سرانه تولید ناخالص داخلی بازاء هر نفر شاغل، توانایی سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز و ریسکی برای توسعه کسب‌وکار، میزان درک مدیران از کارآفرینی، و بالاخره هزینه کل تحقیقات، تأیید شده است که بین میزان توجه به فعالیتهای کارآفرینانه و بهبود شاخصهای مذکور در کشورهای مورد مطالعه رابطه مثبت وجود دارد.

پیشنهادات و کاربردهای مدیریتی

همانگونه که در متن مقاله هم آمده است مطالعات نشان داده‌اند که بین رشد و توسعه اقتصادی کشورها با سطح فعالیتهای کارآفرینانه آنها، همبستگی مثبت وجود دارد. بنابر این موارد ذیل بعنوان پیشنهاداتی چند در راستای توجه و اهمیت دادن هر چه بیشتر به موضوع کارآفرینی و فعالیتهای کارآفرینانه بمنظور انجام بسترسازیهای لازم با توجه مسائل و موقعیتهای خاص اقتصادی و مدیریتی کشور و بخصوص معضل بیکاری موجود در جامعه، ارائه می‌گردند:

توجه به آموزش، پژوهش و ترویج فرهنگ کارآفرینی و موضوعات مرتبط با عنایت به شرایط و موقعیتهای بومی در تمام سطوح سنی و تحصیلی.

الگوبرداری از عملکردهای کارآفرینانه کشورهای موفق و بومی‌سازی آنها از طریق انجام مطالعات تطبیقی.

فراهم نمودن حمایتهای لازم مدیریتی مرتبط با توسعه سطوح فعالیتهای کارآفرینانه نظیر حمایتهای مالی، کاهش مقررات، آسان‌سازی ایجاد کسب‌وکارها و غیره.

برای تحقیقات آینده

بااستناد به موارد اشاره شده در متن مقاله، موارد زیر بعنوان پیشنهاداتی بمنظور انجام تحقیقات آتی در ارتباط با موضوع مقاله حاضر می‏تواند ارائه گردد:

مطالعه و تحقیق در خصوص دیگر ابعاد مرتبط با موضوع کارآفرینی و کارآفرینان، همانگونه که تعدادی از آنها در مقاله حاضر آمده‌اند.

بررسی عوامل مؤثر بر توسعه و ترویج فرهنگ کارآفرینی در جامعه و ارائه مدلها یا الگوهای اجرایی(آسیب‌شناسی کارآفرینی، تقویت مهارتهای کارآفرینی‌پروری، ترویج روحیه و مهارتهای کارآفرینی).

مطالعه در خصوص تدوین زندگینامه کارآفرینان جامعه.

مطالعه در خصوص بسترها و زمینه‌های دارای اولویت ابراز کارآفرینی در جامعه.

10- پانویسها


  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۲۱ ب.ظ
  • آرتینا کارمندی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

لینک بالا اشتباه است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید